اینفو : نیسان آبی

تاریخ انتشار :

نیسان آبی

پدری توی بيمارستان نفسهای آخرشو ميكشيد و سه تا پسرهاش بالاي سرش بودند

رو كرد به پسر اولی و گفت: رستورانها مال تو

 

رو کرد به پسر دومی گفت : هتل ها هم مال تو.‎به پسر آخرى هم گفت :
عزیزم سوپرماركتها هم مال تو. و از دنيا رفت

سه تا پسر شروع كردن به گريه و زاری

دكتر كه شاهد ماجرا بود گفت:

صبر داشته باشيد. فردا پس فردا سرتون به املاكتون گرم میشه و داغتون یادتون میره ، ولي هیچوقت پدرتون رو فراموش نکنین؛ و براش فاتحه و خيرات کنین.

سه تا پسر گفتن : کدوم ملک؟کدوم هتل؟ آقاي دکتر ‎پدرمون با نیسان آب معدنی ميفروخت ، کاراشو تقسیم کرد

 

نوشته شده توسط admin
دسته بندی شده در : داستان کوتاه
برچسب ها : joke

اولین نفری باشید که برای این نوشته نظر خود را ثبت می کنید

نوشتن نظر


 

 
 من را بیاد بیاور

دومین حرف کلمه cplz چیست?


آخرین مطالب ارسالی




با نصب اپلیکیشن رایگان اینفو همه داستان ها را براحتی در گوشی خود دنبال کنید