اینفو : golpari

گل پری قسمت اول

داستان

سالها پیش ده سالم بود
یه برادر بزرگتر ازخودم داشتم ومادرم زنی بسیار مهربون وپاک وقدبلند بود ک موهاش رو دو تا گیس کلفت وبزرگ درست میکرد ومینداخت پشتش.من هرروز باهاش میرفتم چشمه وآب میاوردم اخه مادرم باردار بود واین روزها وقت زایمانش بود.نمیخواستم اذیت بشه وتوکارهایی ک ازدستم برمیومد کمکش میکردم.

ادامه مطلب گل پری قسمت اول




گل پری قسمت چهارم

داستان

پدر بهزاد بلند شد ونشست وگفت خیلی وقت پیش باید میدیدمت خوش اومدی دخترم.
سرفه های طولانی وشدید میکرد وصورتش قرمز میشد وچندثانیه حرف میزد دوباره سرفه میکرد.اونموقع میگفتن مرض بی درمون گرفته(سرطان😔)

ادامه مطلب گل پری قسمت چهارم


گل پری قسمت پنجم

داستان


حرف کدخدا تودهنش موند ویه مشت ازداداشم محکم خوردب چونه اش وکدخدانقش زمین شد..
کارگرها دوییدن سمت ما وهرکدوم یه چیزی میگفتن.کدخدا اربابشون بود و داداشم یه غریبه.ازدهن کدخدا خون میومدمیترسیدم کارگرها بلایی سر داداشم بیارن بهش گفتم هرچه زودتر ازاینجا بریم.

ادامه مطلب گل پری قسمت پنجم