اینفو : jodaei

جدایی قسمت اول

داستان

مهدی تازه کلاس اول بود و لوس و بچه ننه ...نیلوفر ( مادر مهدی )مربی مهد بود زودتر تعطیل میشدو میومد دنبال پسرش تا باهم برن خونه اونروز تاکسی گیرش نیومد و دیرتر رسید ...نگهبان با دیدنش گفت : نیومدید مهدی با ی اقایی رفت .

ادامه مطلب جدایی قسمت اول



جدایی قسمت سوم

داستان
میلاد که از اقابزرگ جدا نمیشد زیر باد پنکه تو اتاقش خواب بود بخاطر حضور بابا و باباش چندروزی بود درست و حسابی ندیده بودمش ...اقابزرگ چرت میزد اروم رفتم اتاقش میلاد روی شکم خوابیده
 

ادامه مطلب جدایی قسمت سوم