اینفو : setayesh


ستایش قسمت دوم

داستان

لبخندی زدم و سرمو پایین انداختم که گفت:ستایش چرا انقدر با من معذبی مگه من تاحالا کاری کردم که تو انقدر استرس داری...به طرفش چرخیدم و گفتم:نه موضوع این نیست به قول سحر من خیلی پاستوریزه ام تو مقصر نیستی..

ادامه مطلب ستایش قسمت دوم