اینفو : shayan


شایان قسمت دوم

داستان

.من چه چیزایی ازفرهاد وزن هایی که میاورد توخونه میدیدم😔این تماس باعث شدتامنوآرنیکا روز به روز بهم نزدیکتربشیم...خیلی دوسش داشتم عاشقش شده بودم ولی نمیتوستم بهش بگم...بالاخره روز

 

ادامه مطلب شایان قسمت دوم


شایان قسمت سوم

داستان

شیماگفت آدرسش کجاست کدوم مرکز علی آدرس رو دادوعمه گفت منم میام بامخالفت علی هم عمه ازتصمیمش برنگشت وراهیی مشهدشدیم...تومسیرفقط میلرزیدم وحالم لحظه به لحظه بدتر میشد انگارتازه

ادامه مطلب شایان قسمت سوم