کتابخانه فارسی ديوان انوري مقطعات

در مفارقت دوستي

به خدايي که از شب تيره
روز روشن همي پديد آرد
بي قلم بر بساط آينه فام
صورت آفتاب بنگارد
کز غمت انوري ز آتش دل
آب حسرت ز ديده مي بارد