کتابخانه فارسی
ديوان رهي معيري
قطعه ها
پند روزگار
دوران روزگار دهد پند مرد را
ليکن دمي که تيره شود روزگار او
دردا و حسرتا! که رسد مردم جوان
روزي به تجربت که نيايد به کار او