کتابخانه فارسی
ديوان رهي معيري
رباعي ها
گل ني
آمد بر من نگار خوي کرده ز مي
او ز آتش مي گرم و من از صحبت وي
گفتم گل من، لعل لبت کي بوسم
خنديد و به عشوه گفت وقت گل ني