سيه گوشرا گفتند: ترا ملازمت شير بچه وجه اختيار افتاد. گفت: تا فضله صيدش ميخورم و از شر دشمنان در پناه صولت او زندگاني ميکنم
گفتند: اکنون که بظل حمايتش درآمدي و بشکر نعمتش اعتراف کردي چرا نزديکتر نيائي تا بحلقه خاصانت درآرد و از بندگان مخلصت شمارد. گفت: همچنان از بطش او ايمن نيستم