تني چند در صحبت من بودند ظاهر ايشان بصلاح آراسته، و يکي از بزرگان در حق اين طايفه حسن ظني بليغ داشت و ادراري معين کرده تا يکي از اينان حرکتي کرد نه مناسب حال درويشان.
ظن آن شخص فاسد شد و بازار اينان کاسد، خواستم تا بطريقي کفاف ياران مستخلص کنم آهنگ خدمتش کردم دربانم رها نکرد و جفا کرد. معذورش داشتم که گفته اند: