کتابخانه فارسی
گلستان سعدي
باب سوم - در فضيلت قناعت
حکايت (٢٧)
دزدي گدائي را گفت: شرم نميداري که از براي جوي سيم دست پيش هر لئيم دراز ميکني؟ گفت:
دست دراز از پي يک حبه سيم
به که ببرند بدانگي و نيم