کتابخانه فارسی
ديوان سلمان ساوجي
قطعه ها
شماره ١٠٩
خورده بودم غصه بسيار و طبعم بسته بود
داد حبي مسهلم فرزند مردود حبش
تا به هر مجلس که بنشينم رواني مي ريم
بر سر و بر سبلت و بر ريش مردود حبش