کتابخانه فارسی
حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة سنايي
الباب التاسع
حکايت هزل
کلکي برمناره کودک خرد
برده بود و به ناز مي افشرد
چون مؤذن بديدش اندرواي
پس بگفت اي کلک ز بهر خداي
سره کاري همي کني بر تاز
به دو منزل به پيش او شو باز