کتابخانه فارسی ديوان شاه نعمت الله ولي قطعه ها

شماره ٢٩

جام بي مي کي دهد ذوق اي پسر
تا نگردد جام با مي متحد
ساقي ار بخشد ترا خمخانه اي
نوش مي فرما و مي گو رب زد
گرم باش و آتشي خوش برفروز
تا نگردي همچو آبي منجمد
ليس في الدارين غيري يا حبيب
ليس مثلي کيف ضدي اين ند
نعمت الله در همه عالم يکي است
لا تجد مثلي و مثلي لا تجد