کتابخانه فارسی
ديوان مسعود سعد سلمان
مقطعات
تلون چرخ
چرخ هر لحظه اي دگر گردد
زان به ما بر دگر شود رايش
زان فرا پيش بايدم که چو ماه
کاهش خلق هست ز افزايش
از تنم زان بجست بي معني
که ازينسان خراب شد جايش
جانم از تن همي بخواست گريخت
غم يکي بند گشت بر پايش
مي شادي ز غم که مشفق دار
وقت سختي نمود بخشايش