کتابخانه فارسی
توصيفات مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
صفت يار جعد زلف بود
زلف تو مگر جانا اميد و نيازست
زيرا که چنين هر دو سياه است و درازست
بسته ست به جعد تو دل من نه عجب زآنک
دلها همه در بسته اميد و نيازست