کتابخانه فارسی
توصيفات مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
صفت دلبر فيروزه فروش
کي خرند از تو فيروزه هرگز
چون ببينندت اي بديع نگار
لب و دندان تو همي بينند
لعل خوشرنگ و لؤلؤ شهوار
هر چه فيروزه بايدت بفروش
شبه از بهر چشم زخم بدار