کتابخانه فارسی
توصيفات مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
صفت دلبر چوگان باز است
تازان درآمد از در ميدانش
چون ماه آسمان يکرانش
گوي و دلم دو کوي به پيشش در
هر دو غمي ز زخم فراوانش
اين گوي خسته از مژه چشمش
وآن گوي جسته از سر چوگانش