کتابخانه فارسی
توصيفات مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
صفت دلبر طبيب بود
اي يار ماهروي طبيبي و حاذقي
در دست توست جان پدر جان هر کسي
فرمان تو روان شده بر هر کسي و باز
بر تو روان نبينم فرمان هر کسي
درمان ما بداني کز توست درد من
آري طبيب داند درمان هر کسي