کتابخانه فارسی
ديوان وحشي بافقي
قطعات
استر گرسنه
مي رسم از راه و دارم استري کز باب جوع
قوت دندان ندارد ورنه قنطر مي خورد
حرص کاهش هست تا حدي که گر بگذارمش
کهگل ديوار اين ده را سراسر مي خورد