- اسم دختر مذهبی انتخاب کنید
- فهرست کامل اسامی دخترانه لری همراه معنی
- فهرست کامل اسامی پسرانه لری همراه معنی
- فهرست کامل اسامی دخترانه عربی همراه معنی
- فهرست کامل اسامی پسرانه عربی همراه معنی
- اسم پسر مذهبی انتخاب کنید
- فهرست کامل اسامی دخترانه ترکی همراه معنی
- فهرست کامل اسامی پسرانه ترکی همراه معنی
- فهرست کامل اسامی دخترانه کردی همراه معنی
- فهرست کامل اسامی پسرانه کردی همراه معنی
اسم دختر با ( الف ) و ( آ )
زیباترین نام های دخترانه که با الف شروع شود
اسم دختر با الف جدید و شیک مناسب زوج هایی است که در انتظار تولد نوزاد دختری یک یا چند قلو هستند و تصمیم گرفته اند نامی انتخاب کنند از لیست اسم دختر با الف که با موضوعاتی مثل اسم دختر ترکی با الف، اسم دختر فارسی با الف، اسم دخترانه کردی با الف، اسم ایرانی با الف برای دختر، زیباترین اسم دختر مذهبی و قرآنی با حرف الف، شروع اسم دختر ترکیه ای با الف، اسم شیک خارجی دختر با الف و اسم دختر غیرتکراری برای تک و چند قلو که با الف شروع بشه و... باشد و زیباترین اسم دخترانه را برای فرزندشان انتخاب کنند.
اورینا: الهه آسمانها و حامی عشق آسمانی
امیلیا: نام یکی از فرشتگان آسمان، زن پاک
ایریس: یک اسم دختر با الف جدید است به معنای الهه رنگین کمان
ایزابل: قول و وعده خداوند، طاهر، پاکیزه
ارغوان: گل سرخ رنگ، صورت سرخ و زیبا
الین: منسوب به ایل، (به مجاز) هم نژاد و هم خون
الیا: شحم المرج، گل خطمی صحرایی
اریکا: نخل هندی، فوفل، شاهزاده
ارنیکا: آریایی نیکو رفتار، آریایی خوب و زیبا
اسنا: بلندتر، عالیتر
الای: ماه ایل، زیباروی ایل
ابرا: چشم پوشی کردن، بخشیدن که یکی از زیباترین اسم های دختر با الف ایرانی است.
الینا: نیکویی و نعمت برای ما
السا: مثل ایل، همانند ایل، بخشنده، دختر نجیب و پاکدامن
افرا: (بهمجاز) خوش قامت و زیبا، کلمه تحسین به معنی آفرین، مرحبا، نام نوعی درخت
السانا: مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان، اصیل، خانوادهدار
الیانا: نیکی، هدیه، مأنوس، دوست داشتنی ایل
الیز: دنباله نسل و ردپای ایل
اوین: عشق و دوست داشتن
ارمین دخت: دختری که از نژاد آرمین است
استاتیرا: نام همسر و دختر داریوش سوم، نام همسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
ایرن: گونهای دیگر از واژه ایران
ایدا: آیدا، شاد خوشحال
اویتا: بی همتا
اسرا: در شب سیر کردن، معراج پیامبر اسلام (ص)، نام هفدهمین سوره قرآن مجید
ایل ماه: زیباروی ایل
الیسا: وعده خدا، سوگند خدا، دختری که مانند گل انار لطیف است
ایلدا: زاییدهی ایل، فرزند ایل
النا: روشنایی، نورانی، نور
الارا: آراینده ایل
الارز: گل سرخ بسیار زیبا
اسما: جمع اسم و اسم دختر با الف و مذهبی است.
ایناس: خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی
ال آی: ماه ایل، (به مجاز) زیباروی ایل
ایلا: درختان، نام پهلوانی از لشکر افراسیاب
ایلاف: خو گرفتن، عهد
اریاک: به معنای آریایی و اسم دختر اصیل ایرانی هخامنشی با الف
انیس: همدم، مصاحب، همنشین، محبوب و مطلوب
احلام: جمع حلم، بردباریها، صبوریها، عقلها
ادنا: کمترین، نازلترین، جزئی ترین
ارمغان: هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد
اصیلا: منسوب به اصیل، نجیب، پاک نژاد
الهام: در دل افکندن، در دل افتادن، وحی
ام البنین: مادر پسران، لقب فاطمهی کلابیه دومین همسر امیرالمؤمنین علی (ع) و مادر حضرت عباس (ع)
اروشا: سفید، روشن، دختری با روی سپید
اقلیما: نام دختر حضرت آدم (ع)، نام مادهای که از گداختن برخی از فلزات مانند طلا و نقره به دست آید
الماس: سختترین مادهی طبیعی است و کاربردهای تزیینی و صنعتی دارد، (مجاز) شمشیر
ایرانا: ای ایران
المیرا: فدایی ایل
ایل آی: زیبارویی از ایل و قبیله
الیکا: هل، قاقلهی صغار، شکوفه
الهه: مظهر پرستش، ماه نو، آفتاب، مونث «اله» به معنی رب النوع
ابتهال: با ناله و زاری دعا کردن
انیسه: همنشین، همدم، آتش
ایلایدا: پری دریایی
ائلآی: زیباترین زن سرزمین
امیتیس: آمیتیس
الناز: ترکیب دو اسم ال و ناز (ایل و محبوب)
ایزابلا: قول و وعده ی خداوند، خداوند کامل
ایلانا: دختر سرزنده
اینانا: الهه عشق
ارتا: مقدس، پاک، راستی، درستی
الگا: سرزمین، ناحیه
ام سلمه: نام یکی از همسران پیامبر اسلام (ص) و نام دخترانه اسلامی با الف می باشد.
انسیه: رام، آدمی، سازگار با مردم، از نامهای حضرت فاطمه
ازهار: شکوفه ها، گل ها
اطرا: بسیار ستودن، مدح و ستایش فراوان
اسرین: اشک، سرشک
الیما: گیاهی کوهستانی
ایرسا: آلیسا، رنگین کمان
اطلس: (در نجوم) فلک نهم، پارچه ابریشمی گرانبها، پرنیان، نام اقیانوسی بین اروپا و آمریکا
انیسا: بانوی همدم، دختری که مونس انسان است
احیا: زندگی و یکی از زیباترین ها در میان اسم دختر تک با الف است.
انفال: هشتمین سوره قرآن، غنیمت دادن و یک اسم دختر مذهبی جدید با الف می باشد.
ارین: شادی، شادان شدن، به وجد آمدن
ایوا: پناه دادن به کسی
ایتا: (مصدر) دادن
اندیشه: فکر، اندیشه
الن: نور و روشنایی
ام فروه: نام دختر امام موسی کاظم (ع) و مادر امام جعفرصادق (ع)
احصا: شمردن، شمارش
اسرار: رازها
الحان: آوازهای خوش
انهار: جوی های بزرگ و پرآب
امل: امید، آرزو
اطهر: پاکیزهترین زن، پاکدامن ترین بانو
الیتا: فرشته جنگ
الیزا: مومن، باوفا، دیندار
الوا: از شخصیتهای شاهنامه
امیره: مؤنث امیر
اریسا: معرب ایرسا، گل زنبق زیرشاخه گل سوسن
افشان: افشاننده، پریشان، پراکنده، آشفته
ایران: مکان آریاییان، نام کشور و سرزمین عزیز ما
اوینار: عشق آتشین
انارگل: گل انار
السان: مانند ایل
افروشه: نوعی حلوا
ایران دخت: دختر ایران، دختر ایرانی، دختر آریایی
ایران مهر: ترکیب دو اسم ایران و مهر (سرزمین آریاییان و محبت)
ایرانه: مربوط به ایران، ایرانی، منتسب به ایران زمین
ابریشم: رشتهای که از تارهای پیله برای دوختن و بافتن سازند، حریر، نوعی ساز زهی
افنان: شاخههای درخت، شاخسار
اعراف: جایی بین بهشت و دوزخ
ازل: زمان بی پایان
ایثار: از خود گذشتگی، فداکاری
اطلسی: منسوب به اطلس، از جنس اطلس
امیله: نام درختی از تیره فریفون که گاهی بعضی از انواع آن بهصورت درختچه یافت می شوند
اقاقیا: درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد
اکسیر: کیمیا
افسانه: سرگذشت و حکایت گذشتگان، افسون، سحر، داستان تخیلی
اخگر: پاره ی آتش، شراره، زیبارو
اردی: مخفف اردیبهشت
افرند: ابریشم
امیل: گراینده تر، مایل تر
انارام: روشنایی بی فروغ و بی پایان
اعظم: بزرگتر، بزرگوارتر، از صفات خدوند
التجا: پناه بردن
الفت: دوستی، همدمی
اهدا: هدیه دادن
افتخار: فخر کردن، نازیدن، سرافرازی
ایشاع: گل کردن درخت
الیزه: بهشت یونانیان و رومیان
ارکیده: نوعی گل سرخ و صورتی، گیاهی از خانواده ثعلب
افری: آفرین
انوشکا: زیبا، خوش اندام، جذاب
انیژ: نام یک گیاه
ایتوک: مژده، خبر خوش
ایشتار: نام یکی از الهههای آشوری
اردیبهشت: نام دومین ماه از سال خورشیدی، نام سومین روز از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام فرشته ای که نماینده پاکی و نگهبان آتش است
ارسا: به معنای ارس و یک اسم دختر خاص با الف است.
امیسا: مانند مادر
ایلکای: اولین ماه، اولین زیبا
ایلیانا: دختر بسیار زیبا
ایوان: تراس
الانا: روشنایی
ارتادخت: دختر پاک
ارشانوش: مقدسِ جاوید
ایلسانا: السانا، همانند ایل
الشاد: موجب شادی ایل
ایلسا: همانند ایل
الزا: فرزند ایل
اماندا: در امان، در پناه تو
ایپک: حریر،ابریشم
ایل لار: ایلها، طایفهها
اهنوس: از فرشتگان مقرب درگاه خداوند در عرش پنجم
اورانوس: نام هفتمین سیاره منظومه شمسی
اولین: خوشایند، دلپذیر
اسین: نسیم
ایلنار: آتش ایل، زیباروی ایل
ایل نور: نورِ ایل، روشنایی ایل
ایل آنا: مادر ایل
ارکیا: آریایی بزرگ
افراخته: افراشته، بالابرده
افراشته: بلند ساخته، برداشته
انسی: مربوط به انس، انسان
احسانه: منسوب به احسان، بخشش، خوبی، نیکی
امیرا: منتسب به پادشاه و حاکم و امیر که همان اسم دختر سلطنتی با الف می باشد.
ایلناز: افتخار ایل، نازنین ایل
الدوز: اولدوز، ستاره که یک اسم دختر ترکیه ای با الف است.
السای: مورد پسند و احترام ایل
الیستر: مورد محبت ایل
ایمانا: منسوب به ایمان، باور، اعتقاد
ایمانه: منسوب به ایمان، باور، گرایش، اعتقاد
افراح: شاد کردن و یک اسم دخترانه مذهبی با الف .
امینه: ابدی، جاویدان، زن مورد اطمینان و درستکار
اکرام: بزرگداشت، احترام کردن، گرامی داشتن، احسان
التیام: صلح و آشتی
اقدس: پاک تر، مقدس تر
اسوه: پیشوا، رهبر، مقتدا
ایما: اشاره، گوشه، کنایه، رمز
احترام: حرمت داشتن، بزرگواری، شکوه
اخلاص: خلوص نیت، پاک بودن، بیآلایشی
اشتیاق: رغبت بسیار، شوق، آرزومندی
الوان: رنگها، نوعها، رنگارنگ، رنگین
ابتهاج: شادمانی، شادی، خوش و خرم
اشجان: غمها
اسمر: سبزه، گندمگون
الها: شادی آوردن
امیمه: مادر کوچک و مهربان
ادیبه: موٌنث ادیب
ام کلثوم: دختر پیامبر اسلام و از دختران امام حسین
ارونا: شاد و شادمان
الهه ناز: الهه ی زیبا و قشنگ
اشواق: شوق ها، آرزومندی ها
اختر: ستاره، بخت، پرچم، نام نوعی گیاه گلدار
ارزین: ارزشمند، ارجمند
ارنواز: دارنده سخن سزاوار، از شخصیتهای شاهنامه
افروزه: افروز، شهاب، تابان و سوزاننده
افراز: افراشتن و افروختن و یک اسم ایرانی دختر با الف می باشد.
انوشه: جاویدان، شادمان، خوشحال، از شخصیتهای شاهنامه که یکی از زیباترین ها در میان اسم دختر شاهنامه با الف محسوب می شود.
افسون: حیله، تزویر، کلمات جادوگران، جادو، جاذبه
افروز: افروختن، افروزنده، روشن کننده، تابنده، سوزاننده
افروزان: افروختن
انار: میوه ای خوراکی با دانه های قرمز یا سفید فراوان و مزه ترش یا شیرین
انوشا: جاویدان، شادی، خوشحالی
افق: خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد
انتصار: کمک کردن، یاری یافتن، نصرت یافتن، پیروزی یافتن
امانه: اطمینان و آرامش قلب
ارم: دختر زیبا و با طراوت که یک اسم دختر ساده و کوتاه با الف می باشد.
ارغنون: نوعی ساز
امیده: امید، آرزو
اشا: پاکی و راستی
اسپاندا: اسپنتا، پاک و مقدس
اسپنتا: سپنتا، پاک و مقدس
امینا: زن درستکار
انیسون: آنیس، مقاومت و اعتراض
اطهره: زن پاک از القاب حضرت فاطمه میباشد
اشرف: گرانمایهتر، شریف تر
الویرا: پاک و زیبا
الیزابت: سوگند خدا
اکرم: گرامیتر، آزادتر، جوانمردتر، بزرگتر، از نامهای خداوند و اسم دختر قرانی با الف است.
ابتسام: تبسم، لبخند زدن
المیس: درختی با پوست تنه ی صاف به رنگ خاکستری تیره
ارشین: دوستترین، دوست داشتنی، نام یکی از شاهدختهای با درایت هخامنشی
افروخته: برافروخته، سرخ
اروس: سفید، درخشان، زیبا
اریحا: مکان خوشبو
ایلدیر: روشنایی
افسردخت: سرآمد همه دختران و اسم دختر فارسی با الف است.
انوشک: نام زنی در زمان ساسانیان و یک اسم دختر ایرانی با الف محسوب می شود.
اورنینا: ربة النوع فراوانی نعمت
ایرما: ماه مهمان که یک اسم دختر به معنی ماه با الف است.
استر: ستاره
ازگل: گلچهره
اسپانتا: دختر مورد ستایش
افرینا: آفرین
ابناس: خواهر حضرت یعقوب و عمه حضرت یوسف و اسم دختر عربی شیک و جدید با الف است.
احساس: عاطفه، ذوق
ارزینه: ارزنده، گرانبها
ارشامه: قدرت
ارناز: از نامهای باستانی
اروشه: سفید، روشن
اریدیس: نام همسر ارفاوس، شاعر و موسیقی دان ترکیه و اسم دختر ترکی با الف است.
اسپنوی: از شخصیتهای شاهنامه
اشتار: الهه عشق و برکت
افروغ: تابش روشنی
اقلیمیا: اقلیما، نام دختر آدم (ع)
الاهه: الهه
الکا: سرزمین، ناحیه
افسرخاتون: تاج بانو، سر آمد همه زنان
المینا: نام شهری در غانا
امیردخت: دختر پادشاه، شاهدخت
انگیزه: آنچه یا آن که کسی را وادار به کار کند، محرک، باعث
ایده: فکر و اندیشه، رأی
ایرانشید: خورشید ایران
ایزدچهر: دارای چهره ای چون فرشتگان
ایلیکا: الیکا، هل، گیاهی از تیره زنجبیلیان
ایمنه: آمنه
ایواز: آراسته و پیراسته
اوتانا: دارای اندام زیبا، نام یکی از یاران داریوش یکم پادشاه هخامنشی
استبرق: پارچه نرم و لطیف
اسپاکو: شجاع و جنگجو و جزو لیست اسم دختر کردی با الف است.
ارزنده: دارای ارزش، بهادار، محترم
افسر: کلاه پادشاهی، تاج
اسم دختر با آ؛ ایرانی و خارجی با معنی
آیسین: زیبا رو مثل ماه تابان
آمیتیدا: نام همسر کوروش پادشاه هخامنشی
آناهید: الهه پاکی؛ آناهیتا، بیآلایش
آمتیس: آمیتیس، اسم دخت خشایار پادشاه هخامنشی و اسم دختر با آ ایرانی است.
آوادخت: زنی خوش صدا؛ بانویی آوازه خوان
آیرانا: سرزمین آریایی
آیتکین: همچون ماه زیبا
آلنوش: بانویی دلربا و زیبا
آلیشا: شعله ور
آمانج : مرام، هدف
آتهینا : دانا و خردمند؛ باهوش
آنیشا: استوار
آیتان : زیبارو مانند ماه و اسم دختر با آ جدید و شیک ترکی است.
آرمیدخت : دختر زرنگ و چالاک
آنادل: ماه مادر
آرمیلا : دختر متین و آرام و باوقار
آمنا: امین شده
آمستریدا: از اسامی قدیم ایران باستان، اسم دخت اردشیر دوم
آنابیتا : مادر بی مثل و مانند
آنیه: ظرف ها، از واژه های کتاب آسمانی قرآن
آوازه : نوا،نغمه، ترانه
آواناز: صدای زیبا، آوا و صوت قشنگ
آوانوش: آوای زندگی
آوید: عقل و خرد
آنی: خاطره
آیتین: گوشه و کنار ماه، زیبارو
نام دخترانه که با آ شروع شود
آی میرا : فدایی ماه
آلیشان : شعله ور
آیتن: مانند ماه زیبا رو، ماه بدن، ماه پیکر
آیدان: دختری مثال ماه زیبا
آمنه: نام مادر حضرت محمد (ص)، ایمن و در امان
آناتا : مانند و نظیرمادر
آیدانا: منسوب به آیدان، زیبارو
آناتای : همتا و نظیر مادر
آلنام :خلق، مخلوق
آرایلی : مانند ماه درخشان و پاک
آناهیت: پاک، عاری ز هرگونه ناپاکی و آلودگی،آناهیتا، بی آلایش
آرالیا: نام جمعی از گیاهان علفی
آزاله: گلی با بوی خوش
آبانک: آبان کوچک
آبسالان : باغها
آبشن: مانند آویشن؛ صورت دیگر آویشن
آبگل : مایعی بسیار خوشبو که از گل ها تهیه می شود،گلاب
آپیشن: همان آویشن با گویش کرمانی
آتر: آتش، آذر، اخگر
آهنگ: قصد و اراده، قطعه موسیقی
آهودخت: بانویی زیبا با چشمان درشت مثل آهو
آتشی : فروزان، گیرا
آتشین: درخشان و نورانی، فروزان
آتوشه: تابان و فروزنده
آتشبند: نابود کننده ناراحتی و غم و خشم
آچیق: گشوده و باز که نام دخترانه ترکی با حرف آ است.
آدخت: دختر آتشین، آتش
آدنا: آفریده شده، ساخته شده
آتشرخ: دارای چهره ای برافروخته همچو آتش
آرمه : آرام
آویشا: آویشن
آیتای: مثل و مانند ماه
ایلدیر: روشنایی
آرمیتان: آرمیتا
آزالیا : گلی خوشبو
آلار: شفق طلایی
آرویشه: نام ده و روستایی در نزدیکی بیرجند
آشیان: آشیانه، خانه،لانه
آویز: نام گلی زینتی زنگوله مانند و قرمز رنگ
آویژه: خاص، معشوق، دلبر
آویشن: نام گیاهی با گلهای سفید از تیره ی نعناعیان
آیتاش: مانند و همتای ماه
آذرخاتون: بانوی آتش
آذرجهان: آتش جهنده، آتشخیز
آرین دخت: بانوی ایرانی،دختر آریایی
ساهیر: آرامش بخش
آسکی: دلفریب و زیبا چون آهو
آسمان هور: خورشید آسمان
آسودا: آسوده،راحت و آرام
آسیمن: مانند نقره، سیمین
آشا: راستی و پاکی
آشورینا: تغییر دهنده
آغابانو: بانوی بزرگ
آسنا: سرشت درونی، سرشت مادرزادی
آوینا: بانویی به زلالی آب، دختر پاک و اسم دختر با آ کردی است.
آوا: آواز، شهرت، عقیده
آنیا : بی نظیر، عشق مطلق
اسرا: نام هفدهمین سوره قرآن مجید، سیردر شب، معراج حضرت محمد(ص)
ایل ماه: زیباروی ایل و یکی از زیباترین اسم دختر با آ در ثبت احوال می باشد.
آیلین: اطراف ماه، هالهی ماه
ارغوان : گل سرخ رنگ، صورت سرخ و زیبا
آذریون: گل همیشه بهار
آرسینه: بانوی مبارز
آرمین دخت : دختر آرمین
آریژه: اسم شهری در زمان اسکندر
آریشیدا : بانوی درخشان آریایی
آذین گل: زینت گل، زیورگل
آنیسا: مانند عشق،مبارز بزرگ
آیلا: هالهی ماه
آیناز: زیبا رو، ماه قشنگ و زیبا
آرتمیس: اسم اولین زن دریانورد ایرانی،از الهههای یونانی، گویندهی راستی و یک اسم دختر با آ خارجی است.
آریانا: منسوب به آریا، آریایی
آلاء: نعمتها، نیکیها
آوین : مانند آب، زلال، (در کردی) عشق
آینوش: ماه جاویدان
آینه: شیشه تصویرنما، آیینه
آذرهمایون : به معنی آتش و خجسته( ترکیب دو اسم آذر و همایون )
آیه: نشانه، معجزه، دلیل
الینا: نیکویی و نعمت برای ما
آندیا: دختر پاک، فرشته کوچک، نام همسر بابلی اردشیر پادشاه هخامنشی
آنیلا: مشهور و نامی
آرشیدا: بانوی درخشان،خورشید آریایی
آنیل: مشهور، نامی، معروف، نامدار
آرنیکا: همیشه بهار کوهی، آریایی نیک پندار، آریایی نیک خو
آذار: بهار
آذرماه: دختری مانند آتش درخشنده و زیبا مثل ماه
آرشیت: نام اتاقی در تخت جمشید، مهربانی، مهربانتر،
آیزا: زاده روشنی، زیبا صفت
آرورا: الهه طلوع و سحر
آتروسا: مانند آتش و اسم دختر با آ جدید و شیک می باشد.
آبان دخت: نام همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی،دختری متولد آبان، دختر آبان
آبانا: منسوب به آبان، آبان
آبگین: دارای طبیعت آب، آینه، آیینه
آیسل: ماه شفاف، زیبا و درخشان مانند ماه
آلا: نعمت ها، نیکویی ها
آیدا: شاد و خوشحال، درون ماه، مثل ماه، فرشته، گیاهی که کنار آب میروید
آیسا: زیبا رو، مثل ماه، شبیه به ماه
آدینا: منسوب به آدین، دارای زیور، زینت و آرایش، (به مجاز) زیبا
آیسو: آب و ماه، (به مجاز) زیبارو، با طراوت و درخشنده
آپگیا: وجود فرخنده، موهبت
آپگیتی: ترانه، آواز دلنشین
آتشدخت: کنایه از دختر با شور و حرارت
ایلایدا : پری دریای
آروا : نام فرشته ای در آیین زرتشت
آروینا : برازنده، شایسته، لایق
ائلآی: زیباترین زن سرزمین و یکی از پرطرفدارترین اسم دختر با آ در سال 1401 بود.
ارمین دخت : دختری از نژاد آرمین
استاتیرا: نام همسر و دختر داریوش سوم، نام همسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
الماس: سختترین مادهی طبیعی است و کاربردهای تزیینی و صنعتی دارد، (مجاز) شمشیر
آیماه : ماه من، زیباروی من
آتریسا: آتشگون، آذرگون، مانند آتش، (به مجاز) زیبا رو
آدلیا: مشهور، نامدار، دختری که مشهور و نامی به زیباییست
آروشا:درخشان، نورانی، باهوش، سفید
آنیتا: بیگناه و پاک، آناهیتا، از بین برنده ناپاکی و پلیدی، آراستگی، مهربانی، خوشرویی، پاک
آویسا: مانند آب، پاک و روشن همانند آب
آیلار: زیبا رویان، خوبرویان، هاله دور ماه
آینا: زیبا، بانوی سپید چهره
آناهل: الهه پاکی، الهه باران، گل خوشبو
ام البنین: مادر پسران، لقب مادر حضرت عباس (ع) ؛ (فاطمهی کلابیه دومین همسر امیرالمؤمنین علی (ع) )
آترینا: منسوب به آترین، آتش، آتشین، (به مجاز) زیبارو
آسو: افق طلایی، آهو، شتاب، کوشا
آلما : سیب، درخت سیب جنگلی
آنا: مادر، پایه و اساسی
آناشید: دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر
آیسان: مثل ماه، همانند ماه، مهسا، زیبارو
آیلی : بانوی ایرانی، مهتاب
آینور : روشنایی ماه، نورانی مانند ماه، (به مجاز) زیبارو
آدریانا: عشق زیبا و درخشان
آسنات : دختر یکتا پرست
آیرا: ممتاز و برجسته
آیسن : مانند ماه، زیبارو
آیشن: همانند ماه، (به مجاز) زیبا رو
ایناس : خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی
آتوسا: اسم دختر کوروش پادشاه هخامنشی
آرامش :آسایش، راحتی، صلح، امنیت، وقار و طمأنینه
آرتینا: آرتین
آرمینا : منسوب به آرمین، دختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر، الهه زیبایی
آبرون: همیشه سبز، همیشه جوان، گل همیشه بهار
آبسال: باغ، بستان، بهار
آبگون: به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
آبنوش: نوشنده آب، دوستدار روشنایی
آپادیپا : آتش افروز، نورانی مثل خورشید
الیا: شحم المرج، گل خطمی صحرایی
آلینا: زیبا و سرخ رو
آمیتیس: نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی
آنالی: دارنده مهر و محبت
آنوشا: کیش، مذهب، آیین
آنیلار: مشهور و نامی
آتین: دید، نو
آتیه: آینده، زمان آینده
آذر: نام فرشته نگهبان آتش نزد ایرانیان باستان، نام روز نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، آتش، نام نهمین ماه از سال شمسی
آتشفام: به رنگ آتش، دختران سرخ روی
آتشک: اسم یکی از شخصیتهای داستان سمک عیار
آتشگون: ارغوانی، دختران سرخ روی
آتلاز: اطلس، حریر، پارچه نرم و لطیف
آتنایا: آتنا، مظهر اندیشه و هنر و دانش
آتورینا: متحول کننده، تغییر دهنده
آدورینا: کمک کننده، یاری دهنده
آدیشه: آتش
آیلر: جمع ماه، زیبارو
آینار: دختری شبیه انار سرخ مثل ماه زیبا
آبان مهر: نام فرشته نگهبان آب و مهربانی (ترکیب دو اسم آبان و مهر)
آبتاب: تابان، دختری با چهره زیبا و درخشان
آرمیتا: فروتن، الهه نعمت، آرامش یافته، پارسا، پاک
آتنا: مظهر اندیشه، هنر و دانش، عطا کن ما را
السا: دختر نجیب و پاکدامن، مانند ایل، همانند ایل، بخشنده
افرا: نام نوعی درخت، مرحبا، آفرین، زیبا و رعنا
النا: نور و نورانی، روشنایی
آدرینا: سرخ روی، زیبارو، آتشین
الارا: آراینده ایل
الارز: گل سرخ بسیار زیبا
اسما: جمع اسم
آسمان: سپهر، عالم بالا، درگاه قدس خداوند، عالم غیب، جایگاه فرشتگان
آبگینه: شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام شراب
الن: نور و روشنایی
امیلیا: نام یکی از فرشتگان آسمان، زن پاک
آلگون : نام یکی از آبادیهای سَقّز کردستان
آبینه : همانند آب
آپام: نام همسر داریوش اول پادشاه هخامنشی
آدیشا : منسوب به آتش، (به مجاز) زیباروی
آدینه: روز جمعه، آخرین روز هفته
آذرچهر: دارای چهره ای چون آتش، نام پدر آذرداد از خاندان کیانیان
آذرخش : صاعقه، برق
آذردخت : دختر آذر، دختر آتشین، (بهمجاز) دختر سرخگون و زیبارو
آذرسا: مانند آتش، به رنگ آتش، (به مجاز) زیبارو
آذرشب : فرشته نگهبان آتش که همواره در آتش است
آذرفروغ: درخشنده و زیبا
آذرک: آذرِ محبوب و دوست داشتنی
آلوینا: دوستدار همه
آیریانا: ایران
آیسوده: زیباروی
آیسون: دوستدار ماه
آیفر: شأن و شکوه ماه
آیگین: دارنده و همراه ماه، زیبا روی، ایل زیبا
آسا: آسودن، آسایش دهنده، وقار، ثبات، آراینده
آگرین : آتشین، آذرین، بسیار شجاع و پرکار
آناهیتا : بی آلایش، پاک، به دور از آلودگی و ناپاکی، سیاره زهره که مظهر زیبایی و عشق است.
آیتک : ماه تنها، ماه بیهمتا، (مجاز) زیبارو
آنیکا : فرد خوش صورت و زیبا
آنیدا : خالق و آفریننده عشق
ال آی: ماه ایل، (به مجاز) زیباروی ایل
ایلا: درختان، نام پهلوانی از لشکر افراسیاب
آپامه : خوش رنگ
آتاشا : منسوب به آتاش، (به مجاز) هم نام
آترا : آذر، آتش، نام یکی از ماههای پاییز
آتری : آترا، آتشین، آذرین
آتریزاد: بسیار سرخرو و زیبا
آتش: حرارت توأم با نور، حرارت و گرما
آتشه: برق، آذرخش
آدیش: آتش، اخگر، شراره آتش
السانا : مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان، اصیل، خانوادهدار
آیپارا : پاره ای از ماه، مثل ماه زیبا و درخشان
آیدیس : به زیبایی و تابندگی ماه
آبدیس: مانند آب زلال و شفاف
آبرخ : زیبا، لطیف، روشن، دارای چهره ای مانند آب
آبرنگ : دختری دارای پوستی لطیف و نرم
آبرود: کنایه از دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست
آبروشن :خوشبخت، ارجمند
آپاما : نام دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
آوان: سرسبزی، شادابی، آباد، وسیع
آهو: غزال، معشوق زیبا، چشم زیبا،تندرونده
آپامنه: نام دختر یکی از فرماندهان ایرانی در زمان سلوکیان
اروشا : سفید، روشن، دختری با روی سپید
اسنا: بلندتر، عالیتر
آبان: نام ماه هشتم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آب
آغوش : بغل گرفتن
آفتاب دخت : دختر آفتاب، دختر خورشید
الانا : روشنایی
آیلان : همراه ماه
آپرانیک : آب و نور نیکو
آذرمینا: لعلگون، سرخ رنگ
آذرنگ: روشن و نورانی، آتش
آذرنوش : نوش آذر، نام آتشکده دوم
آذریاس : زیبا رو و معطر
آیسانا: همچون ماه، ماه وش، (مجاز) زیبارو
آیما: ماه من، زیبارو
آنید: فرشته پاکی ها
اریاک: آریایی
آرمیس: روشن و پاک
آلتین گلین: عروس طلایی
آلند: اولین پرتو خورشید
آلندا : اولین پرتو خورشید
آلوگونه: دختر زیبا و به اصطلاح سرخ و سفید
آیرخ: دختر چون ماه
آذرگل : گلی سرخ رنگ شبیه شقایق
آذرگون : گلی به رنگ زرد از دسته شقایق ها
آذرمه: آذرماه، رئیس و بزرگ آتشها
ایلکای: اولین ماه، اولین زیبا
ایلیانا: دختر بسیار زیبا
آکاشا: فضا
آلیش: شعله، شعله گیر
آماتیس: نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی
آماندانا: آماندا، در امان، در پناه تو
آمیتریس: زن نیرومند
آنو: نام خدای آسمان
آوادان: زیبا، قشنگ
آوادیس: فردی دارای صدای دلنشین
آورین: آتشین
آونگ : نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند
آهید: آهو
آی پری: ماه پری
آیدک: آیتک، مانند ماه
آیدنگ : مهتاب
آیشا: شاهزاده ماه
آیلما: تاب ماه
آیید: شخص پر جنب و جوش
آییژ: شراره، شراره آتش
آذربو : نام نوعی گیاه
آرنوش: ایرانی جاوید، آریایی
آنسه: زن نیکو زبان، انس گیرنده، همنشین نیکو
آیات: جمع آیه، نشانهها، علامتها
آیرین: آگرین، آتشین، آذرین، بسیار شجاع و پرکار
آرشینا: دوست داشتنی و عاقل ترین
آتاناز: افتخار پدر، موجب آسایش و شادکامی پدر، عزیزِ پدر، دختر نازنین بابا
آریاناز: مایه ی افتخار نژاد آریایی، مظهر زیبایی و جمال نژاد آریایی
آریستا:زیبا، مانند عروس
آرام چهر: دارای چهره ای آرام
آرام دخت: دختر آرام و سازگار
آرامه: نسوب به آرام، آرامش
آرایه: آرایش زیبایی
آرتادخت:دختر راست گفتار و درست کردار
آرتامیس: آرتمیس، نام یکی از الهههای یونانی ، اسم دختر خارجی با آ
آرتینه: منسوب به آرتین، پاک و مقدس
آرماندا:در امان
آرماندیس: شبیه به آرمان، آرزوگونه
آرمتی: فرشته نگهبان زمین
آذرین: آتشین، گرم و سوزان
آذین دخت :دختری که وجودش موجب آرایش و ارج بستگانش است ؛ یکی از زیباترین اسم دختر با آ ایرانی
آرا: آراستن، زیور، زینت و آرایش، آرایشکننده، آراینده
اسم دختر مذهبی جدید و نام دخترانه اسلامی
آسیه : نام همسر فرعون، اسم دختر عربی با آ
آرادخت: دختر آراینده
آراسته :منظم، دارای صفتهای خوب اخلاقی، آرایش شده و زینت و زیور داده شده
آرمیتی:فروتنی، پاک، محبت و الهه زمین
آرمینه:منسوب به آرمین
آرنا: نهر و رودخانه
آرونا:منسوب به آرون، صفت نیک، فضیلت، خصلت پسندیده، خوی خوش
آریاچهر:آریا نژاد
آریادخت: دختر آریایی، دختر ایرانی
آریانه: زن آریایی
آبشار:آبی که به طور طبیعی از بلندی به پستی فرو می ریزد
آپادانا: کاخ با شکوه هخامنشیان
آتسا: زبر دست
آتنه:خدای اندیشه، هنر، دانش، و صنعت
آتیس:نام خدای حاصلخیزی فریگیان
آتیسا:آینده نگر
آدرا: آبرومند
آدنیس: گلی به رنگ زرد و قرمز
آدونیس:آدنیس، گلی به رنگ زرد و قرمز
آدیا:تیزبین، ژرف نگر
آذربانو: بانوی آتش، نورانی و زیبا مانند آتش
آذرمیدخت: پادشاه ساسانی و دختر خسروپرویز
آراشید: پسته زمینی یا پسته شام
آراگل: زیبا کننده گلها
آرامیس: آرامش، راحتی ، اسم غیر تکراری دخترانه با حرف آ
آرتانا: آهنگ آرامش بخش، خوش آهنگ
آیسودا:سایه ماه در آب، تلالو نور ماه در آب، (به مجاز) زیبارو و با طراوت
آیگل: درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل
آتریا: بانوی آتش
آرتنوس:صادق، راستگو
آرسینا: زن زیبای شجاع و مغرور
آفرین نوش:کسی که تحسین همه را بر می انگیزاند
آق بانو:بانوی سپید، کسی که چهره ای زیبا و سفید دارد
آق گل:گل سفید
آلاگل: گل سرخ
آلاوه: آتشدان، شعله آتش
آلتون: زر، طلا
ایلاف:خو گرفتن، عهد
آرام: آسایش، صلح، آشتی، مایهی آرامش
آرزو : امید، انتظار، اشتیاق
آریسا: مانند آریایی، نجیبزاده آریایی، رنگین کمان
آرینا :از نسل آریایی، نجیب و با اصالت
آنلی:بافهم، باشعور، فهمیده
آنائل:فرشته ی عشق
اویتا:بی همتا
آرتمیز: پادشاه هالیکارناس
آرتونیس:نام دختر ارته باذ
آرتیمس : منسوب به آرتمیس، گوینده ی راستی
آرنوشا:آریایی جاویدان
آریسان : مانند آریایی
آزاده: آزاد، اصیل، نجیب، فروتن، وارسته
آسانا : دختر زیبا
آفرین :تحسین، ستایش، سپاس، تبریک، آفرینش، دعا
آفرینش:خلقت، خلق، ابداع
آلتین آی: ماه طلایی، ماه زرین
آلین : سرخ گون،قرمزرنگ
آمال : آرزوها، خواسته ها، دوست داشتنی ها
آماندا: در امان تو، در پناه تو
آمستریس: نام مادر اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشی
آیدینا :روشن و مبارک
آیریا:آریا
آیسونا :مرغابی ماه گونه، (به مجاز) زیبارو
آیشین :مانند ماه، ماهوار، (به مجاز) زیبا
آفرین ماه:ترکیب دو اسم آفرین و ماه (ستایش و زیبارو)
آفرین مهر: ترکیب دو اسم آفرین و مهر (ستایش و محبت)
آینام: دارای صورت و ظاهر ماه، زیباروی
آیتا:مانند ماه، دختر زیبا رو
آی آنا:این نام، یک اسم دخترانه ترکی با آ است به معنای ماه مادر
آیاتای :زیبارو
آفرین ناز :کنایه از دختر زیبا و طناز
آیرال:ویژه و منحصر بفرد
آبیژ: شراره، اخگر، آتش
آیدل:دل ماه
آسایش: راحت، استراحت، آسانی
آسمانه:آسمان
آسمین: گل یاسمن، آسمان، اسم دخترانه به معنی گل
آسوده: راحت و آرام
آسیا: بزرگترین قاره
آشتی :دوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح، آرامش
آشنا: دوست و رفیق، شناسنده، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده
آصفه: آصف، با تدبیر و خردمند
آفاق:عالم، گیتی، جهان، کرانههای آسمان
آفتاب: نور خورشید، روشنایی
آفرنگ:زیبایی
آفریده:مخلوق، بشر، انسان، آدمی
آفشید: خورشید، روشنایی آفتاب
آلاله:شقایق، لاله
آلتنای:زر، طلای ناب
آلتین:طلا
آلماز: الماس
آرتیستون :نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی
آرمانا: امیدوار، آرزومند
آرمیتاژ:بلند مرتبه
آترین: منسوب به آتش، آتشین،زیبارو
آذین:زینت، آرایش، زیور، آیین
اسم دخترانه زیبا با حرف اِ
الویرا: پاک و زیبا
الیزابت:سوگند خدا
الین :منسوب به ایل، (به مجاز) هم نژاد و هم خون
الیسا:دختری لطیف مثل گل انار، وعده خدا، سوگند خدا
ایلدا: زاییدهی ایل، فرزند ایل
الیانا: نیکی، هدیه، مأنوس، دوست داشتنی ایل
ارمغان : هدیه، تحفه، سوغات، رهاورد
اصیلا : منسوب به اصیل، نجیب، پاک نژاد
الهام :در دل افکندن، در دل افتادن، وحی
ابرا:چشم پوشی کردن، بخشیدن
ایوان:تراس
اقلیما: نام دختر حضرت آدم (ع)، نام مادهای که از گداختن برخی از فلزات مانند طلا و نقره به دست آید، نام دخترانه مذهبی جدید
طالع بینی
