اینفو : enekas



انعکاس قسمت سوم

داستان

اون شب یکم از اینور و اونور حرف زدیم و من بی خداحافظی نتمو خاموش کردم ،عذاب وجدان داشت دیوونم میکرد،زنگ زد به گوشیم ،رفتم تو اشپزخدنه و اروم حرف زدمو گفتم اینترنتم تموم شده و بعدا بهت پیام میدم و قبلا اینکه ادامه بده خداحافظی کردم ...چرا داشتم اینکارو میکردم وقتی حتی حس خوبیم نداشتم ، میخواستم از محسن انتقام بگیرم اما به چه قیمتی ؟؟

ادامه مطلب انعکاس قسمت سوم