اینفو : رمان









رمان آناستا قسمت سی

رمان

سر کلاس نشسته بودیم که استاد ؛بحث مسائل ماورایی رو پیش کشید ؛هر کدوم از دانشجوها چیزی میگفت ،هر کسی نظری میداد ؛از شنیدن نظرات و حرفهاشون هر لحظه تعجبم بیشتر میشد هم برام عجیب بود و باورم نمیشد تو همچین کشوری تا این حد به مسائل ماورایی اعتقاد داشته باشن ؛بعد از اون فهمیدم ؛مردم بومی استرالیا شدیدا به مسائل ماورایی اعتقاد و باور دارن ، منکه تو این چند سال از این وادی فاصله گرفته بودم حالا یه چیزی مثل خوره تو جونم افتاده بود که خودم رو محک بزنم .

ادامه مطلب رمان آناستا قسمت سی