اینفو : rod

رمان رودخانه بی بازگشت قسمت 1

رمان

فصل اول:

پوست دستم در تماس با آب یخ زده حوض مور مور شد، اما آن را عقب نکشیدم. بدن تبدارم که عین کوره آتش می سوخت ، نیاز به این تماس داشت و فقط یخ حوض می توانست از حرارت آن بکاهد، ولی قلب گُر گرفته ام چی؟ با این یکی چه کار می توانستم بکنم که انگار ناغافل میان تنور داغی افتاده بود و بی آنکه فرصت بیابد تا فریاد رسی را طلب کند، داشت جزغاله می شد.

ادامه مطلب رمان رودخانه بی بازگشت قسمت 1






رمان رودخانه بی بازگشت قسمت 6

رمان

فصل هجدهم

 

پنجره های ساختمان روبرویی بسته ماند.نه پرده هایش تکان میخورد و نه کسی پشت آن به کمین مینشست.فیدل گاه خودی نشان میداد و با پارسهایش اعلام وجود میکرد.ملودی آرام حرکت آرام رودخانه،مرا به خود میخواند،اما نه کسی از پشت سر صدایم میزد و نه از کنارم رد میشد.

ادامه مطلب رمان رودخانه بی بازگشت قسمت 6





رمان رودخانه بی بازگشت قسمت 10

رمان

می دانستم داریوش نگران من است و منتظر تماسم، اما نه تلفن در دسترسم بود و نه خبر تازه ای که گره گشای مشکلم باشد، برایش داشتم که بخواهم او را در جریان بگذارم. دست روی دست گذاشتن و به انتظار حوادث آینده نشستن، به غیر از اتلاف وقت ثمر دیگری نداشت.

ادامه مطلب رمان رودخانه بی بازگشت قسمت 10