مجله علمی خبری اینفو
معنی نام فریدون
فريدون: 1- به معني «سه ايدون» يا «سه اينچنين»؛ 2- (اَعلام) در داستانهای ملی ایران، پسر آبتين از تبار جمشید يكي از بزرگان داستاني اقوام مشترك هند و ايراني در روايات ايراني كه وي يكي از پادشاهان سلسلهي پيشدادي به شمار رفته است. کاوه پس از پیروزی قیام خود او را به پادشاهی برگزید. فریدون پس از 500 سال پادشاهی، قلمرو خود را میان پسرانش ایرج، سلم و تور قسمت کرد. [تفسير معناي فريدون (سه ايدون يا سه اينچنين) مربوط به دوراني است كه در آن آريائيان به سه شاخه تقسيم گرديدند].
معنی نام فریمان
فريمان: (فري = خجسته، مبارك، داراي خجستگي و شكوه، شكوهمند و خجسته + مان/من= انديشه و فكر)؛ 1- داراي انديشهي خجسته، مبارك و با شكوه؛ 2- (به مجاز) خيرانديش و نيك انديش؛ 3- (اَعلام) 1) رودخانهاي فصلی، در استان خراسان به طول 44 کیلومتر، که از شهرستان فریمان سرچشمه می گیرد و پس از عبور از روستاهای آن، در 11 کیلومتری جنوب فریمان به سد فریمان میريزد؛ 2) نام شهرستانی در شرق استان خراسان رضوی.
معنی نام فریور
فريور: (دساتیر) راست، درست. [از برخاستههاي فرقه آذركيوان ـ برهان چ. معين].
معنی نام فَضل
فَضل: (عربي) 1- برتري در دانش، اخلاق و هنر؛ 2- دانش و معلومات؛ 3- لطف و توجه و رحمت و احسان (كه از خداوند ميرسد)؛ 4- (در قديم) افزوني، زيادتي؛ 5- سخاوت و بخشندگي؛ 6- (اَعلام) 1) فضل ابن سهل: [قرن 1 و2 هجری] وزیر ایرانی مأمون از مردم سرخس، ملقب به ذوالریاستین، که به دست مأمون مسلمان شد و به فرمان او در حمام کشته شد؛ 2) فضل ابن نوبخت: [200 هجری] دانشمند ایرانی، مترجم کتابهای پهلوی به عربی و مؤلف کتابهایی در نجوم؛ 3) فضل برمکی: [147-193 قمری] وزیر هارونالرشید [178 هجری] و برادر رضاعی او. والی خراسان [178 هجری] در زندان هارون درگذشت.
معنی نام فضلالله
فضلالله: (عربي) 1- بخشش خدا؛ 2- (اَعلام) 1) (= فضل الله حروفی): [740-804 قمری] بنیانگذار آیین حروفیه؛ 2) فضلالله سربداری: امیر [748 هجری] سربداران برای هفت ماه.
معنی نام فَلاح
فَلاح: (عربي) رستگاري، نيك انجامي، سعادت.
معنی نام فهيم
فهيم : (عربي) (= فهميده)، فهميده.
معنی نام غانِم
غانِم : (عربي) (در قديم) غنيمت گرفته و بهرهمند.
معنی نام غَدیر
غَدير : (عربي) 1- آبگيري است بين مكه و مدينه در ناحيهي جحفه؛ 2- روز يا واقعه غدير كه در ميان مسلمانان حائز اهميت است.
معنی نام غَفّار
غَفّار : (عربي) 1- آمرزنده و بخشايندهي گناهان(خداوند)؛ 2- از صفات و نامهاي خداوند.

