مجله علمی خبری اینفو

اسم کردی اسم ترکی اسم عربی اسم لری

معنی نام سَلیم

سَليم : (عربي) 1- داراي قدرت تشخيص و داوري درست، سالم و بي‌عيب؛ 2- (در قديم) آرام و مطيع، ساده دل و خوش‌باور؛ 3- (در حالت قيدي) در حال سلامت و به دور از هر گزند و آسيب؛ 4- (اَعلام) نام سه تن از شاهان عثمانی 1) سلیم اول [918-926 قمری] پدرش را وادار به کناره گیری کرد، برادرانش را کشت، ایرانیان را در جنگ چالدران شکست داد، مصر را به تصرف درآورد و عربستان را مطیع ساخت. 2) سلیم دوم [974-982 قمری] در زمان او قبرس و تونس تسخیر شد. 3) سلیم سوم [1203-1222 قمری] دو بار در جنگ با روسها شکست خورد، در زمان او مصر و آلبانی استقلال یافت. به دست ینی چریها کشته شد.


معنی نام سلیمان

سليمان : (عبري) 1- پر از سلامتي؛ 2- (اَعلام) 1) حضرت سليمان(ع): شاه و پیامبر یهود [حدود 972- حدود 932 پیش از میلاد] پسر و جانشین حضرت داوود(ع). کتابهای امثال سلیمان، کتاب جامعه، حکمت سلیمان و غزل غزلهای سلیمان در عهد عتیق به او منسوب است؛ 2) نام دو تن از شاهان صفوی. سلیمان اول: [1077- 1105 قمری] که در زمان او هلندیان بر جزیره ی قشم دست یافتند؛ سلیمان دوم: ملقب به سید محمّد، نوه‌ي دختری سلیمان اول که در سال 1316 قمری مخالفان شاهرخ افشار او را در مشهد به پادشاهی برداشتند، ولی 40 روز بعد هواداران شاهرخ او را گرفتند و کور کردند و دوباره شاهرخ را به سلطنت نشاندند؛ 3) نام دو تن از شاهان عثمانی. سلیمان اول: (= سلیمان قانونی) [926-974 قمری] که در زمان دولت عثمانی به اوج قدرت خود رسید و قانونهایی برای اداره‌ی کشور تنظیم شد؛ سلیمان دوم: [1099-1102 قمری] که دوران کوتاه سلطنتش به کشمکش با شورشیان و خواباندن شورشها سپری شد؛ 4) سلیمان ابن حکم: دوازدهمین خلیفه‌ی اموی اندلس [399-407 قمری] که توسط محمّد دوم خلع شد؛ 5) سلیمان ابن صرد: [قرن اول هجری] صحابی پیامبر اسلام(ص)، از هواداران حضرت علی(ع) و امام حسین(ع). رهبر توابین کوفه، که در جنگ با ابن زیاد کشته شد؛ 6) سلیمان ابن قتلمش: (= سلیمان شاه) شاه سلجوقی عراق [قرن 6 هجری] که پس از چند تلاش ناموفق به شاهی رسید ولی سردارانش به زودی او را عزل کردند و ارسلان را به جایش نشاندند.


معنی نام سُمران

سُمران : (معربِ سمرکند) سمرکند یا سمرقند، که نام شهری است در ایران قدیم و هم اکنون جزء کشور ازبکستان است.


معنی نام سَمندر

سَمندر : 1- اسبي كه رنگ آن مايل به زرد باشد؛ 2- (به مجاز) اسب تندرو و نيرومند؛ 3- (در يوناني) «سالامندرا» به معني فرشته موكل آتش و پنبه كوهي و حيوان معروف است.


معنی نام سَمیر

سَمير : (عربي) داستان پرداز، قصه گو.


معنی نام سَمیع

سَميع : (عربي) 1- از نام‌هاي خداوند؛ 2- (در قديم) شنوا.


معنی نام سَنجر

سَنجر : (تركي) 1- يعني مرغ شكاري؛ 2- (اَعلام) [511-552 قمری] شاه سلسله‌ي سلجوقي، که پس از چند جنگ پیروزمند بر ضد شاه غزنوی و اَتسِز خوارزمشاهی به دست غُزان اسیر شد و مدتی را در اسارت گذراند [548-551 قمری] و اندکی پس از آزادی درگذشت.


معنی نام سَواک

سَواك : رفتار نرم، رفتار نرم و آهسته.


معنی نام سوران

سوران : (کردی) 1- نام منطقه ای وسیع در کردستان؛ 2- یکی از چهار لهجه ی اصلی زبان کردی.


معنی نام سورِن

سورِن : (اَعلام) 1) (= سورِنا) [قرن اول پیش از میلاد] سردار ایرانی، فرمانده سپاهیان ایران در جنگ با روم، که به کشته شدن کراسوس امپراتور روم انجامید [53 پیش از میلاد]. سورن بعدها به فرمان اُرُد اول اشکانی کشته شد؛ 2) يكي از خاندانهاي هفتگانه عصر ساساني كه محل اقامت ايشان سيستان و بلوچستان بوده است.




1 .. < 46 47 48 49 50 51 52 > .. آخرین



نام های دخترانه شروع شده با



نام های پسرانه شروع شده با