مجله علمی خبری اینفو
معنی نام داریا
داریا : 1- دارنده؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) شاه ايران از سلسلهی کيانی، پسر بهمن و هماي، که مادرش او را در شيرخوارگی در صندوقی نهاد و به آب انداخت. او وقتی بزرگ شد سلطنت را بازگرفت و با دختر فيلقوس پادشاه روم ازدواج کرد، ولی بعداً او را نزد پدرش بازگرداند. اسکندر (ذوالقرنین) از این ازدواج زاده شد. سپس داراب با زن دیگری ازدواج کرد و او پسری آورد به نام دارا که جانشين داراب شد؛ 2) داراب نام شهرستانی در جنوب شرقی استان فارس.
معنی نام داریوش
داریوش : 1- (= دارا، داراي، داراب) به معني دارندهي نيكي (بهی)؛ 2- (اَعلام) نام سه تن از شاهان ایرانی از سلسلهي هخامنشي. 1) داريوش اول: معروف به داريوش بزرگ (کبیر) [521-486 پیش از میلاد] پسر ويشتاسپ؛ که به یاری بزرگان پارسی گوماتا را دستگیر کرد و خود به پادشاهی نشست. 2) داريوش دوم: [424- 404 پیش از میلاد] فرزند نامشروع اردشیر اول، او اسپارت را بر ضدّ آتن به جنگ واداشت. 3) داريوش سوم: [336- 330 پیش از میلاد] که در زمان او اسکندر به ایران تاخت و او را شکست داد. او در جریان فرار به دست کسانش کشته شد.
معنی نام دامون
دامون : 1- دشت و صحرا؛ 2- (اَعلام) از حكماي قديم يونان و از فيثاغوريان.
معنی نام دانا
دانا : داراي عقل و تجربه، خردمند، عاقل، داراي علم و آگاهي، عالم، عليم.
معنی نام دانش
دانش : داراي عقل و تجربه، خردمند، عاقل، داراي علم و آگاهي، عالم، عليم.
معنی نام دانشور
دانشور : (دانش + ور (پسوند دارندگي))، داراي علم و دانش، دانشمند.
معنی نام دانوش
دانوش : (اَعلام) (= ودانوش) نام شخصي در داستان وامق و عذرا.
معنی نام دانیار
دانیار : (اَعلام) (= ودانوش) نام شخصي در داستان وامق و عذرا.
معنی نام داور
داور : 1- حَكَم؛ 2- (در حقوق) قاضي؛ 3- (به مجاز) خداوند، پادشاه، حاكم.
معنی نام داوود
داوود : (عبری) 1- محبوب؛ 2- (اَعلام) شاه عبرانیان [حدود 1012پیش از میلاد ـ حدود 972 پیش از میلاد] كه شاعر و پيغمبر بود و در جوانی به شبانی پرداخت. به خاطر آواز خوش و نواختن بربط مورد توجه شائول قرار گرفت. پس از کشته شدن او به سلطنت رسید و پایتخت را به اورشلیم برد. كتاب مزامير كه مشحون از الهامات غنايي است از او به جا مانده است.

