مجله علمی خبری اینفو

اسم کردی اسم ترکی اسم عربی اسم لری

معنی نام توفیق

توفيق : (عربي) 1- امكان دستيابي به مقصود، موفقيت، كاميابي؛ 2- ياري و تأييد، تأييد پروردگار، مدد الهي؛ 3- (در قديم) سازگار گرداندن دو يا چند چيز با هم، سازگاري؛ 4-(اَعلام) 1) شاه مصر [1879-1892 ميلادی] که نظارت بريتانيا را بر اداره‌ي امور مصر پذيرفت و تسلط مصر بر سودان را از دست داد؛ 2) روزنامه نگار و هنرپيشه‌ي ايرانی، [حدود 1258-1318 شمسی] از پيشگامان نمايش کمدی، ناشر و بنيانگذار روزنامه‌ي فکاهی توفيق.


معنی نام توحید

توحيد : (عربي) 1- (در اديان) يگانه دانستن خدا؛ اقرار به يگانگي خداوند، يكتا پرستي؛ 2- اخلاص؛ 3- (در تصوف) مرحله‌اي از سلوك در آن، سالك ذهن خود را از هر چه غير حق است، خالي مي‌كند و جز به خداوند به چيزي توجه ندارد؛ 4- (اَعلام) نام شهری در شهرستان شيروان و چرداول در استان ايلام.


معنی نام تقی

تقي : (عربي) 1- (در قديم) تقوا پيشه، پرهيزكار؛ 2- (اَعلام) 1) امام محمّد تقی(ع) (= امام جواد)، ابوجعفر محمّد ابن علی: [195-220 قمری] نهمین امام شیعیان؛ 2) میرزا تقی خان امیرکبیر: [حدود 1220-1268 قمری] امیرنظام، دولتمرد ایرانی، نخستین صدراعظم ناصرالدین شاه [1264-1267 قمری] و بنیانگذار دارالفنون. در دوران کوتاه خدمتش اصلاحات فراوانی را آغاز کرد که خشم قدرتهای داخلی و خارجی را برانگیخت و موجب عزل و کشته شدن او شد.


معنی نام طَیب

طَيب : (عربي) 1- پاك، پاكيزه، مطهر؛ 2- (در قد يم) آنچه پاك و مطبوع است.


معنی نام ظهیر

ظهير : (عربي) 1- (در قديم) پشتيبان، ياور؛ 2- (اَعلام) ظهير فاريابي: [قرنِ 6 هجری] مشهور به ظهیرالدین طاهر ابن محمّد شاعر معروفِ ایرانی، که پس از سفر به خراسان، تبرستان و اصفهان، در تبریز اقامت گزید و در همانجا درگذشت.


معنی نام فياض

فياض : (عربي) 1- (در قديم) جوانمرد و بخشنده؛ 2- داراي آثارِ مفيد، پر بركت.


معنی نام غیاث‌الدین

غياث‌الدين : (عربي) 1- پناه دين و آيين؛ 2- (اَعلام) 1) لقب دو تن از امیران آل کرت. غیاث‌الدین اول: [707-729 قمری] امیر چوپان را که به وی پناهنده شده بود، کشت. غیاث‌الدین دوم: آخرین امیر [771-783 قمری] آل کرت، که به دست امیر تیمور اسیر و دو سال بعد کشته شد؛ 2) لقب دو تن از فرمانروایان آل شَنسَب. غیاث‌الدین محمّد سام: شاه [558-599 قمری]، که غزنین، هرات، سیستان، بلخ، فاریاب و خراسان را تصرف کرد و دولت نیرومندی پدید آورد؛ غیاث‌الدین محمود: شاه [602-607 قمری]، پسر او، که پس از عمویش بر تخت نشست. او به دست جمعی از پناهندگان کشته شد؛ 3) غیاث‌الدین ابوالفتوح غازی: فرمانروای ایوبی حلب [582-613 قمری] پسر صلاح‌الدین ایوبی، که شیعه مذهب بود و با صلیبیان جنگید؛ 4) غیاث‌الدین تغلق: دو تن از شاهان سلسله‌ي تغلقیان؛ 5) غیاث‌الدین جمشید کاشانی: [قرن 8 و9 هجری] ریاضیدان و اخترشناس ایرانی، همکار الغ بیگ در رصدخانه سمرقند. سینوس یک درجه را تا 17 رقم اعشاری حساب کرد و عدد پی را تا 16 رقم بدست آورد. در ابداع کسر اعشار پیشگام بود؛ 6) غیاث‌الدین علی حسینی: [قرن 9 هجری] عالم ایرانی، مؤلف دانشنامه‌ي جهان، در زمینه علوم طبیعی [891 هجری]؛ 7) غیاث‌الدین کیخسرو: شاه [634-643 قمری]، که در خردسالی به سلطنت رسید و امور سلطنت به دست معین‌الدین پروانه افتاد. به فرمان تگودار، ایلخان مغول کشته شد؛ 8) غیاث‌الدین کیکاووس: آخرین اتابک لر بزرگ [827 هجری]، که از شاهرخ تیموری شکست خورد؛ 9) غیاث‌الدین محمّد: [قرن 7 و8 هجری] وزیر ایرانی ابوسعید ایلخان مغول، پسر رشیدالدین فضل الله. در جنگ قدرت پس از مرگ ابوسعید به دست هواداران موسی خان مغول کشته شد.


معنی نام عیسی

عیسی: (اسم عبری) (تلفظ: isā) (در اعلام) فرزند حضرت مریم ملقب به مسیح و از پیغمبران اولوالعزم (قبل از رسول الله (ص) )، ملقب به روح الله – معرب از عبری، نجات دهنده، نام پیامبر مسیحیت


معنی نام قَيس

قَيس : (عربی) 1- با خودنمائی و برازندگی راه رفتن، سختی، اندازه کردن، چیزی را به چیزی قیاس و اندازه نمودن؛ 2- (اَعلام) 1) قیس‌ابن سعد انصاری: [قرن اول هجری] از اصحاب پیامبر اسلام(ص)؛ 2) قیس‌ابن مسهر صیداوی [قرن اول هجری] از یاران امام حسین(ع) که توسط ابن‌زياد دستگیر و به شهادت رسید؛ 3) قیس‌ابن مُلَوَّح عامری [قرن اول هجری] ملقب به مجنون: شاعر عرب عصر اموی، که عشق او به لیلی موضوع داستانهای فراوانی در ادبیات عربی و فارسی بوده است.


معنی نام ضِیغم

ضِيغم : (عربي، ضَيغم) 1- شير بيشه، شير قوي؛ 2- (به مجاز) شجاع و دلير؛ 3- (در اعلام) نام چند تن از اشخاص در تاريخ.




1 .. < 38 39 40 41 42 43 44 > .. آخرین



نام های دخترانه شروع شده با



نام های پسرانه شروع شده با